راضیه تجّار

 از زنان فرهیخته، نیک سرشت و فعال روزگار ما که در مسیر علم و ادب گام های پرثمر برای طالبان علم و عمل برداشته اند.
ایشان با قلم پربار خود سال های زیادی است که به میهن اسلامی به ویژه زنان و نسل جوان خدمت می کنند.


خانم تجّار متولد تهران، دارای مدرک کارشناسی روانشناسی از دانشگاه الزهرامی باشند که به فرهنگ و ادب این دیار خدمات شایانی نموده اند .
به چند نمونه از کارهای ایشان می پردازیم:
۱٫ نویسنده و محقق.
۲٫ مدرس داستان نویسی.
۳٫ هنرمند برگزیده دومین جشنواره پروین اعتصامی به علت ۳۰ سال فعالیت هنری.
۴٫ سردبیری فصلنامه تخصصی ادبیات داستانی.
۵٫ داور کتاب سال.
۶٫ عضو شورای ادبی بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس .
۷٫ داور و عضو شورای ادبی بنیاد شهید، جانبازان حوزه هنری،آموزش و پرورش و فرهنگسراها.
۸٫ یکی از مؤسسین، عضو هیئت مدیره و دبیر انجمن قلم ایران.
۹٫ همکاری با نشریات مختلف ادبی.
از تألیفات ایشان ۲۵ جلد کتاب چاپ شده و چندین جلد در دست چاپ می باشد.
نمونه ای از تألیفات: نرگس ها ، زن شیشه ای، هفت بند ، شعله و شب ، آرام شب بخیر ، کوچه اقاقیا ، از خاک تا افلاک ، آواز پرواز ، شعله در عشق ، جایی که آسمانش آینه کاریست، برگزیده ادبیات فارسی، هم سیب هم ستاره، مردی که شبیه هیچ کس نبود، ستاره من و ….. (یاس های کبود ” در دست چاپ”)
کتاب هایی که خانم تجّار به گفته خودشان بیشتر با آنها مأنوس هستند و بگونه ای حرف دلشان در آن هاست:
کوچه اقاقیا، نرگس ها، زن شیشه ای، آرام شب بخیر، سفر به ریشه ها، شعله و شب،( جای خالی آفتابگردان ها “مختص داستان های جنگ”).
ایشان می فرمایند: “ما زنان ایران اسلامی به خود می بالیم که الگویی چون بانوی گرامیمان حضرت زهرا (س) دخت پیامبر اکرم (ص) و همسر علی بن ابی طالب (ع) و مادر حسین (ع) و زینب کبری (س) را داریم. کافی است دقایقی بیندیشیم تا یقین بیاوریم که گنجینه ای در دسترس داریم.”

بخشی از کتاب “کوچه اقاقیا”
عطر گل های باغچه، ناز ومحمدی و مریم هایی که در گلدان های سفالی نقش برجسته، بر چهار گوشه حوض گذاشته شده بودند، با عطر ادویه و زعفران درهم آمیخته و هوای خانه را سنگین کرده بود.
چراغ های پایه بلند زنبوری، اینجا و آنجا با وز وزی یک نواخت، نقبی به دل تاریکی می زدند.
حیاط از قوم و خویش های “میرزا ابو تراب” که به دعوت “خانم جان” آمده بودند تا در برگزاری و سور و سات عروسی، یاور باشند پر بود.
خانم جان از اولین جشن عروسی که برای میرزایش راه انداخته بود هنوز هم عطر و بوی خوشی در ذهن داشت.





0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = 11